گرم و داغ. برهوتی از نداشتن. فقرمطلق سایه. افقی بی انتها از رفتن و ماندن. سوت و کور. وز وز شن های روان
صدای کاروانی در شعاعی آنطرف تر. حرامیان در کمین کاروانیان
عطش،تشنه ماندن. سراب دیدن،از سراب سیراب شدن
شب صحرا چه زیباست. از روز زیباتر . سفره بی انتهای آسمان
پر از ستارهای کوچک و بزرگ
دور و نزدیک، روشن و کم سو
دریائی از عظمت کردگار
آنطرف تر، دورتر خیلی دور
صدای مفهوم و نامفهوم،ناله ای شبانه،داغی کهنه،غمی دیرین و تازه
شاید مسافر صحرا
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

0 نظرات:
ارسال يک نظر